من یه دخترم..
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺍﻫﻤﯿﺖ
ﺑﺪﯼ ﺍﻫﻤﯿﺘﺘﻮ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﯼ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ...
از یه جایی به بعد ... نه دست و پا میزنی ... نه بال بال میزنی ... نه دل دل میکنی ... نه داد و بیداد میکنی ... نه گریه میکینی و نه مشت میکوبی به دیوار ... از یه جایی به بعد ، فقط سکوت میکنی !
بعضی ها رو باید مثل آشغال دور انداخت
ولی انقدر معرفت داریم که اونارو می بوسیم و کنار میذاریم
سلــــــــــامتــــــــــي روزي ڪه
ني ني کـــــــــوچولــــــــــوم با ناراحٺــــــــــي بیــــــــــاد
پیشــــــــــم بغلــــــــــش کنــــــــــم بگــــــــــم
ڪي ڪوچــــــــــولوي منواذیــــــــــتـــــ ڪرده
اشڪ تو چشاش جمع شہ بگــــــــــہ
آقاتــــــــــون هاپو شده همــــــــــش گازم میگیــــــــــره
منم واسه ایــــــــــنکه دل بچمــ شاد شه
باهاش نقــــــــــشه بڪشمــــــــــوبریــــــــــم
کلی آقامونــــــــــو گاز بگیریــــــــــم
بچــــــــــم ڪیفـــــ ڪنه♥
ﺗﺎ ﺣﺎﻻﺩﻟﺖﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﮐﻪ …
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﯽ ﺩﻭﺳـــﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﻓﺪﺍ ﮐﻨﯽ ...
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺧﺪﺍ ﺭو ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻠﻘﺖ ﮐﺴﯽ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﻋﺸــــــــــﻖ
ﺣـــــﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ! ﻣﮕﻪ ﻧﻪ؟
دلم غیرت میخواهد از ان غیرت های مردانه ی محکم ..! که وقتی نگاه کسی بیجا چرخید ... محکم توی صورتش بخورد جایی که بعد از هر ترس ، بشنوم " نترس من هستم ... " و اغوشش محکم تر شود برای من ...!دلــم کمــی غیـــرت مردانـــه می خواهـــد ...
که وقتی دستی بیجا دراز شد .... دستش را بشکند
دلم مرد میخواهد ...
از انها که میگفتیمش شیر ...
دلم مراقبت میخواهد ...
از انها که میگفتمش مثل عقاب ...
دوست دارم گاهی یک اغوش محکم ؛ یک سینه ی ستبر ؛ یک نگاهعاشقانه ؛ یک قلب نگران ...
کنارم باشد ....!
جایی که دست هیچکس به من نرسد ..
جایی که من باشم و امنیت و لبخند ...!
و این نهایت ارامش من باشد !
غیرت را دوست دارم ...
حسادت های مردانه را دوست دارم...
ادم را دلگرم میکند ...
که هنوز کسی تورا فقط برای خودش میخواهد ....
که هنوز برای کسی مهم است حریم شخصی تو ...!
خوبم ...!!!
باور کنید!!!!..
اشکها را ریخته ام!!!..
غصه هارو خورده ام!!!..
نبودن هارا شمرده ام.......
این روزها که میگذرد..خالی ام..
خالی از خشم ,دلتنگی ,نفرت ,...
و حتی از عشق خالی ام از احساس
دستانت را ،
در برابرم مشت می کنی . . .
میپرسی گل یا پوچ؟
در دلم می گویم :
فقط دستانت . . .
مــلـــودے آرام بـــود . . .
ســڪـوت ِ زیـبــایے فـــــریـاد مــیـزد . . .
خــسـتـه اے مــشـغــول ِ نــوشـتــن بــود . . .
ضـجّــه مــے زد ُ مـے نــوشــت . . .
غـــرق بــود در ڪـتـاب هـایـے ڪـه هـنــوز بـرگے را ورق نـزده بـود . . .
بـاران سیـلے مے زد بـر اطــاق زیـر بـامے ڪـه شیـروانـیـش ،
بـه الـتـمـاس خـیـس نـڪردن ِ ڪـفـش هـایـت بـه پــاے زمـیـن افـتــاده بـود . . .
هــمـه چــیـز آرام بــود . . .
تــو هــم بــرو . . .
تــو بـا ایـن پــاهـایــت بـه جــان خــط مـمـتــد ایــن جـاده هـا بـیـافـت . . .
رفـتـنـت دردے نـداشـت . . .
تـنـها دردم دهـن ڪـجے تـیـڪ تـاڪـ سـاعـتے اسـت ڪه ،
ثـانـیـه بـه ثـانـیــه ے نـبــودت را بـه رخــم مـیـڪـشـنـد .
یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانی
یکــــــــــ بار که بشکنـــد دلتــــــــــ
غرورتــــــــــ
اعتمادتــــــــــ
همین یکــــــــــ بار کافیســـت
تا یکــــــــــ عمـــر
از پشتــــــــــ نگاهـــی ترک خورده به آدمهــا بنگری ...!
همین یكــــــــــ بار كافیســـت
تا دیگر هیــچ نگاهــــــــــی دلتــــــــــ را نلرزانـــد .
یه وقتایی هست که نباید چیزی بگی !!
طرفت اگه شعور داشته باشه خودش میفهمه !!
ارام دوستت خواهم داشت طوری که حتی خودت هم از این عشق بویی نبری..♥
زندگی یه دختر همیشه پیچ و تاپ های خودشو داره.....
گاهی اوقات گم می شوی کنار یکی از پیچ ها.............
گاهی در میان آنها سرگیجه میگیری و میمانی همان جا که بودی..........
گاهی اوقات حتی نمیدانی که کجا ایستاده ای..............
گاهی به سلامت ازشون عبور میکنی......................
گاهی اوقات باید میانبر زد و ازبین پیچ و تاپ،یک راه صاف برگزید.......
حتی اگه این راه ریسمانی نازک بر فراز دره ای باشد...........
قهرمان داستان دختری ساده است که راه آخر را برگزید...........
راهی که هیچکس نمیدانست به کجا میرود.............
او فقط میخواست به خوشبختی برسد و سرانجامش هم رسید........
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!
چی؟؟؟
داره میاد ببینم؟؟؟
برام گل خریده؟؟؟
تیپ مشکی زده؟؟؟
آره عشقم...؟؟؟
تویی...؟!
چرا داری گریه میکنی عشقم؟؟؟
چرا داری میگی چرا رفتی؟!؟
مگه نگفتی بدون من راحت تری؟!؟
چرا داری از خاطراتمون میگی؟!؟
مگه نگفتی همشون اشتباه بود؟!؟
چرا گوشیت خاموشه؟!؟
ینی انقدر مهم بودم؟!؟
چرا همه دارن گریه میکنن؟!؟
چرا اینجا بوی خاک میده؟!؟
چرا چهل روز بعد اومدی؟!؟
چرا انقدر دیر عشقم؟!؟
من سردمه...
چرا داری اسممو میشوری؟!؟
چرا داری روم آب میریزی؟!!
عشقم...!
زندگیم...!
نفسم...!
من مردم؟!!!!
انقدر زود؟!!!!
انقدر زود خدام ازم خسته شد؟!؟!
تو چرا اومدی؟!؟
مگه تموم نکرده بودیم ؟!؟
اینجا خیلی سرده...
دلم آغوشتو میخواد...
آغوشی که هیچ وقت مال من نبود...
برو عشقم...
برو زندگیم...
بـــــرو...
دیر اومدی یکم...
ان شاالله خوشبخت بشی...
خداحافظ...
همیشه باید باشد..کسی که بفهمد نفس میکشی...باید باشد کسی که اگر سر درد را بهانه اوردی برای نبودن بفهمد...باید باشد کسی که تو را با تمام تکراری هایت بخواهد
باید باشد کسی که تو را با تمام نقص هایت دوست بداردباید باشد کسی که حتی تعداد نفس هایت را در خواب شمارش کند
باشد کسی که فقط درک کند تو را .....ایا واقعا کسی هست که فقط درکت کند
یا اینکه تمام دنیا خلاصه میشود در سایه های فریب.....
در هر رفتنی رسیدنی نیست ...اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
این روزها دروغ گفتن و خوب یاد گرفتم حال من خوبه خوبه خوب فقط زیاد
تاقسمتی هوای دلم طوفانی همراه باغبارهای خستگی است و فکر میکنم
این روزها خدام ازحرفای تکراری من خسته شده چه حس مشترکی داریم
منو خدا او ازحرفای تکراری من خسته شده و من ازتکرار غم انگیزه روزهام
بعضی زخم ها هست که هرروزباید روشو باز کنی و نمک بپاشی
تا یادت نره که سراغ بعضی ادما نباید رفت نیاید
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین انقد بخندی که دلت درد بگیره ............. بعداز اینکه ازمسافرت برگشتی ببینی هزارتا نامه داری به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی ازحموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه برای خودت تو آینه شکلک دربیاری و بهش بخندی تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها طول بکشه بدون دلیل بخندی ازخواب پاشی و ببینی که چندساعت دیگ هم میتونی بخوابی آهنگی و گوش کنی که شخص خاصی رویادشما میاره وقتی اونو ببینی دلت هری بریزه پایین یه دوست قدیمی و دوبار ببینی و ببینی که فرقی نکرده یکی و داشته باشی که بدونی دوستت داره اینا بهترین لحظه های زندگی هستن قدرشونو بدونین
تاب تاب عباسی یادش بخیر اون بازی هربارقسم میدادم خدا منو نندازی اما الان تاب تاب عباسی خدا خسته ام از این بازی دنیا چقد تابم داد کاشکی منو بندازی
کسی میدونه من کیم؟؟؟ من همونیم که دیوونه ای ام که هیچوقت عوض نمیشه
همونی که همه باهاش خوشحالن همونی که انقد آهنگ گوش میده که از ترانه گرفته
تا ریتم و خوانندش متنفر میشه همونی که هق هقه همه رو با جون و دل گوش میده
اما خودش بغضشو زیر بالشت میشکنه همونی که با آهنگای شادم گریه اش میگیره
همونی که مواظبه کسی ازش ناراحت نشه همونی که تکیه گاه خوبیه اما کسی تکیه گاهش نیس
همونی که واسه بقیه زندگی میکنه نه خودش همونی که همه فک میکنن خیلی سخته و شاد اما نیس
همونی که همیشه همه رو میخندونه و خودش فیلم بازی میکنه که خوبه ولی خودش میدونه چقد داغونه
همونی که کلی حرف داره اما.........................
آره من همونم(میشکونم غم هامو اما بی شرفا یادگرفتن شنا کنن)
میبینی تو رو خدا تو طرفدار شدنم شانس نیست